تبليغاتX
چشمان زنان

چشمان زنان

این وبلاگ جهت انتشار مطالب مخصوص زنان ایجاد شده است

چنین گفت زن!، مهستی شاهرخی

سایت زن نما و مردم فریب توده ای ها، مدرسه فمینیستی، از بدو احداث خود سعی در منحرف کردن و به هرز بردن جنبش زنان را داشته است. عوامل این سایت چند ماه پیش علیرغم اهداف کمپین یک میلیارد امضا، زنان را فریفتند و با یک شعبده بازی به نام "همگرایی" به قول شیرین عبادی "تابوشکنی" فرمودند و زد و بندی از بالا انجام دادند و پیشاپیش به دست بوس کاندیداهای احتمالی رفتند و آن هم در شرایطی که انتخابات توسط مخالفان واقعی حاکمیت و مردم (ونه اپوزیسیون رسمی و خودی) مورد تحریم قرار گرفته بود این بانوان همگرا رفتند زیر بال دولت را گرفتند و زنان را فریفتند تا برادران و شوهران و پسران و پدران خود را به پای صندوق های رأی بکشند. 

این زنان حتی برای بازارگرمی و فریفتن نیمی از جامعه ی ایران، در روزهای پیش از انتخابات در بازار تجریش کارناوالی به راه انداختند و یک بار دیگر برای رونق دولت و انتخابات قلابی اش "همگرایی" فرمودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 13:24  توسط چشمان زنان  | 

تلاش مذبوحانه برای مصادره یک نماد، تقی روزبه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:1  توسط چشمان زنان  | 

بشتابید که "برقع سبز" به بازار آمد!، مهستی شاهرخی

برقع سبزببخشید بنده نه جنوبی ام و نه چادری و نه برقعی خواهم شد اما وقتی که یک سایتی که ادعا می کند فمینیستی است بیاید و با یک انشای دبستانی در تبلیغ حجاب و یا با "برقع سبز به چشم به استقبال برابري ، آزادي و عدالت" بشتابد را تبلیغ کند و برایمان با صدایی به ظاهر "گرم و هيجان زده  از سبزي برقع هايي بگویند كه اين روزها به بازار آمده"... و تصادفاً این برقع حجاب نیست بلکه با برقع زنان افغان و برقع هاي طالباني فرق دارد و یک دنیا صغرا و کبرا چیدن برای تبلیغ حجاب "...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 10:5  توسط چشمان زنان  | 

زیر پوست شب چه میگذرد؟ بصیر نصیبی

رخشان بنی اعتماد و دخترش باران کوثری و عباس کیارستمی

رخشان گرامی تو از دولتی که حتا شبه اصلاح طلبان حکومتی که مدتی است سبز پوش شده اند هم تاکید کرده اند دولت کودتا است امان میخواهی تا فیلمی بسازی علیه خودشان؟ آیا می دانی، که خبرهای قیام مردم را چه دوربین هایی پوشش داد و صدای مردم به پا خاسته مردم ایران را به دنیا پراکند؟ همان امکان یکی دو دقیقه تصویر برداری که برای تلفن های دستی وجود دارد و دوربین های کوچک تصویر برداری این وظیفه را بعهده گرفتند، بله منهم میدانم تصویر ها اکثرا شفاف نبود، صدا اغلب نا مفهوم بود، دوربین ها ،تکان های نامناسب داشت. اما همین تصاویر تار و لرزان توانست واقعیت ج. اسلامی و نظام ولایت فقیه وحکومت دینی را برای مردم جهان روشن کنند ون شان داد این یک رژِیم فاشیستی و اصلاح ناپذیر است و رهایی از شر آن جز سرنگونی تمامیت آن راهی نداردواین کم دست آوردی نبود. تصویر برداران این چنین گزارش هایی از وزارت ارشاد احمدی نژاد امان نخواستند بلکه امان نظام رابریدند. تو از شخصیت های فیلم هایت سخن می گویی و این شخصیت ها را پیوند میزنی به نمونه هایی در اجتماع. آیا برای تصویر آن چه تو آن را واقعیت های اجتماعی نامیده ای بدون اجازه رژیم کار کرده ای؟

جواب به بیانیه رخشان بنی اعتماد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:26  توسط چشمان زنان  | 

عبارات رختشویخانه برای مدافعان حقوق بشر!

وقتی عده ای مأمور می شوند تا خود را فمینیست و مدافع حقوق بشر اعلام کنند بدون آن که هیچ گونه آموزش و دانشی در این زمینه داشته باشند زبان رختشویخانه وارد زبان اصطلاحات و عبارات حقوقی می شود و اصطلاحاتی مانند:

بر وزن "عبارت ارتجاعی "دختربس"

رایج می شود که نشان از پشتوانه فرهنگی کسانی دارد که خود را مدافع حقوق بشر عنوان می کنند اما انگار همین الان از پای تشت و دیگ برخاسته اند و هیچگونه با اصطلاحات فنی و حقوقی و حرفه ای که ادعایش را دارند آشنا نیستند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 14:52  توسط چشمان زنان  | 

بازارگرمی فمینیست های "همگرا" با دولت برای انتخابات

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 11:1  توسط چشمان زنان  | 

جایزه سیمون دوبووار آری! جایزه نقدی نه !!!، پویان انصاری

همانطور که در سایت‌های اینترنتی خواندیم و یا شنیدیم، جایزه سیمون دوبووار به کمپین یک میلیون امضاء که برای تغییر نابرابری زنان در جامعه حکومت ‌الله در ایران تلاش می‌کنند، اعطاء شد! از طرف کمپین، خانم سیمین بهبهانی شاعر بزرگ و به قولی بانوی شعر ایران، نماینده دریافت این جایزه شد.

هر سال به همراه این جایزه، مبلغ ۳۰ هزار یورو نیز به برندگان آن،و امسال به کمپین تعلق گرفت . اما کمپین یک میلیون امضاء در این مراسم اعلام کرد که از دریافت این پول خود داری می‌کند. نکته ای که باعث شد من چند خطی کوتاه در این مورد بنویسم نگرفتن این مبلغ از طرف کمپین بود!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 23:26  توسط چشمان زنان  | 

کنسرت سالار عقیلی در برلین، نسرین بصیری

وبلاگ نسرین بصیری

نسرین بصیری: کمی خوشحالم که سفارت ایران در برلین برای رویارویی با مخالفان حکومت بجای کشیدن طرح و نقشه برای ترور و نابودی فیزیکی ایشان، خود را ناچار می بیند از حربۀ هنر برای جلب نظر استفاده کند. خوشحالم که برگزار کنندگان متوجه شده اند که باید برای کسب موفقیت در کارشان، در کنار ریخت و پاش کردن بلیت های مجانی، به رسانه های فارسی زبان شهر روی بیاورند، خوشحالم از اینکه سفارت ج ا ایران می داند برای جلب مشتری برای کنسرت ناچار است با چراغ خاموش حرکت کند.

کل مقاله را در سیب، وبلاگ نسرین بصیری بخوانید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 14:17  توسط چشمان زنان  | 

خرافه این امامزاده سیار است نه درختان كهنسال قم و گیلان!، مژگان جمشیدی

یكماه است كه بحث قطع درختان كهنسال در برخی استانها همچون گیلان و قم به بهانه مبارزه با خرافه پرستی داغ شده و متاسفانه به دستور مدیران اوقاف در این مدت، 4 درخت كهنسال چند صد ساله در گیلان و نیز در نزدیكی مسجد جمكران قم قطع شده است . در حالی كه انگار آقایان فر اموش كرده اند بسیاری از همین تعالیمی كه به نام دین به مردم خورانده می شود خود مظهر خرافه و خرافه پرستی است .

http://shahabaddin.blogfa.com/cat-1.aspx


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 18:55  توسط چشمان زنان  | 

خشونت علیه زنان؛ همه جا! / رزا روشن

خشونت علیه زنانتا کی این بازی زن قربانی، فرهنگ عقب مانده، کودک مزاحم ادامه خواهد داشت؟ این وظیفه ابتدایی گروه های زنان است که شرایط شرکت زنان و کودکانشان را در سمینارهایی که سازمان میدهند فراهم کنند. و یا رک و مستقیم بنویسند ورود کودکان ممنوع! ما به سازماندهی زنان مجرد بدون بچه مشغولیم. نق زدن به زن و مرد شرکت کننده دردی را دوا نمیکند.

باید برای ورود کودکان آماده بود. باید از قبل برایشان مسئول گذاشت. در غیر اینصورت شهامت اینکه دو جمله نوشت کودک نیاورید را قبول کرد. نه حاضرید این را بنویسید در فراخوان ها، نه حاضرید دو نفر را به سرپرستی از آنها بگمارید. بعد هم دلخورید چرا جمع خودش کودکان تولیدی خودش را کنترل نکرد. شخصا به دلیل تجربه از هر گونه شرکت، تبلیغ و حمایت فراخوان هایی در نهان و عریان بشدت کودک ستیز است خودداری میکنم. اما خارج از تراژدی این قضیه در روز علیه خشونت به زنان خشونت آگاهانه به زنان بچه دار، خشونت مستقیم به کودکان و تکرار سیستماتیک آن، خواندن پاراگراف اول گزارش کمدی جالبی بعد از اینهمه انتقاداست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 16:27  توسط چشمان زنان  | 

از پنجول نگاری های اخیر رزا روشن: ناخون نگار؟ کش!

مراقب  خودت باش!  از ناخن کش های خود "ناخن نگار" خوانده. با تجربه ای که در سالها کار با زنان مائویست دارم بگم: آنها به پیاده نظامشان گفتند: صدر "مائو"  گفته  س ک س آزاده! شخم هم تراکتور می خواد.

البته هوادار سازی بعد از به قدرت رسیدن تمام میشه چون گفته "صدر"ادامه اش اینه: آزاده این  س ک س تا  وقتی ما قدرت رو قاپیدیم. آنوقت اما فقط با ما آزاده! و گاو آهنو عشقه!

و این طول میکشه فهمش  واسه هوا  دار، که از کودنی  و تنبلی تایپ کردن هم بلد نیست . بعدشم دیر شده و کلاه بووقی بدست هر سری ببینند "سرش کلاه نرفته" دریغ ندارند! حالا مشکل  تو نیست که بعضی ها نمی خواهند بفهمند، بعضی ها هم نمی توانند بفهمند که فمنیست" ایسم"  کون تکان دادن برای  آلت  ها نیست. کمی صبر که بزودی همه را در تلویزیون صدای امریکا رویت میکنیم. "سر" تیغ زده شاعرمونتاژه، همانطور که فیگور لائیک مان "آش" پز در آمد!  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 16:5  توسط چشمان زنان  | 

بشنو از نی: اينهممممممممممه لطف... ؟/ مقاله ای از پیرایه یغمایی

 
003900.jpg
براستى ما زنان معطل مانده ايم و نمى دانيم كه اينهمه لطف و مهربانى و زبان آورى و نيك گفتارى و خوش سخنى و شيرين دهنى و و نكته پردازى و راز آميزى را از سوى شاعران، انديشه ورزان و سخن سنجان ادب فارسى چگونه جبران كنيم!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 17:34  توسط چشمان زنان  | 

من اگر جای تو بودم!/ بصیر نصببی

من کودک خردسالی بودم که به اطاقک تنگ و تاریکی برده شدم که بعدا فهمیدم نامش زندان بوده است، من نمی دانستم چرا آنجا هستم؟ نمی دانستم چرا نمی توانم در خانه خودمان باشم؟ چرا خاله و عمو و مادر بزرگم را نمی بینم؟ پدرم کجاست؟ مادرم می گفت پدرت هم با ماست اما دریک اطاق دیگر است، نمی تواندبه این اطاق بیاید. چرا؟ نکند بیمار است ؟ خب من به اطاق پدر می روم، نه من باید پیش مادر باشم. روزها و شبهای بسیاری را در انتظار بوسه های پدر میماندم. آخر من عادت داشتم از بوسه های گرم او قبل از خواب سیراب شوم. اما پدر هرگز نیامد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 16:18  توسط چشمان زنان  | 

"یوسف در قرآن"/ سخنرانی نادره افشاری

آدم و حوای میکل آنژگفتگوی نادره افشاری با رادیو " صدای شما"  در استکهلم  با عنوان "یوسف در  قرآن"  ( چهارشنبه 10 اکتبر 2007)

از طریق همین داستانها و اسطوره ها و حدیث هاست که باورها و ارزشهای جامعه نسل به نسل به دیگران منتقل می شود و هنگامی که زیربنای فکری جامعه ای بر اساس بدبینی نسبت به زنان و ارائه مداوم تصویری شیطانی و مکار و اغواگر از زن باشد و مدام آن تصویر را به عموم زنان در همه قرون منتسب کند همان خواهد شد که اکنون بر سر ما آمده است. یعنی در قرن بیست و یکم هستیم و زن مانند آن اسطوره باستانی در صدد اغوای مرد است و به کمک شیطان آن میوه گناه آلود را به خورد مردان می دهد تا ایشان را از بهشت خداوند پدرسالار بیرون برانند. مگر نه اینکه زن از ابتدا از دنده چپ حضرت آدم آفریده شد تا در خدمت او باشد و او را از تنهایی بیرون بیاورد؟ و مگر نه اینکه از ابتدا، حوا با فریفتن آدم و دادن میوه گناه به او، باعث شد تا آدم را از بهشت ملکوتی پدر- خداوند دور کند؟  پس ما تاکی می خواهیم این افکار و عقاید متحجر را تکرار کنیم؟ آیا زمان شک کردن به این باورهای باستانی فرا نرسیده است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 11:50  توسط چشمان زنان  | 

بهروز نرو! نامه سرگشاده ی مهستی شاهرخی به بهروز وثوقی

 آقای وثوقی تو الان پیغمبر همه ی قیصرهایی! بیا و در جهت بهروزی بمان و چیزی بساز! به جای نسل لاتی که از تصویر سینمایی تو تکثیر شد و کشوری هفتاد و چند میلیونی را فتح کرده است، بیا و نسلی از جوانان هشیار و معقول و صلح جو با سینمایی که چاقو و قمه هایش را دور انداخته است تولید کن! سینمایی که در آن دیگر هیچ مردی متجاوز نباشد! سینمایی که در آن زنی (به جرم این که مورد تجاوز قرار گرفته است) توسط برادرانش به قتل نرسد. سینمایی که در آن هیچ زنی سنگسار نشود. سینمایی که در آن هیچ زنی فاحشه نیست. سینمایی زنانش گناهکار نیستند و هیچ مردی آنها را به مشهد و یا قم نمی برد تا بر سرشان آب توبه بریزد و بعد عقدش کند و گوشه ی خانه ی خود بنشاند. سینمایی که زنهایش فقط یک ناموس نیستند بلکه انسان اند و هر یک برای خود هویتی مستقل و شخصیتی دارد. سینمایی که زنهایش فقط رقاصه نیستند تا هی تن خود را بجنبانند و سینمایی که مردانش فقط جاهل نیستند بلکه هشیارند و انسانند و به هیچ دلیلی به هیچکس تجاوز نمی کنند. سینمای که زن را تحقیر نمی کند. سینمایی که لاتها و لمپن ها را تکثیر نمی کند. بهروز جان بیا و نسل جدید و نویی از ایرانیان بساز و آن تصویر قلابی و لات اولیه را محو کن! می دانم که در تو این توان وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 13:54  توسط چشمان زنان  | 

لایحه حمایت از شلوارها/ رویا صدر

لایحه حمایت از شلوارها

مسئولین محترم سایتها و وبلاگها و جراید کثیرالانتشار و قلیل الانتشار مختلف، از آنجا که دیده شده است عده ای ناآگاه بی شعور مغرض، لایحه مترقی "حمایت ازخانواده "را که در دستور کار مجلس محترم قرار گرفته است مورد انتقاد قرار می دهند، خواهشمند است جوابیه زیر را با فونت بزرگ در هزار نوبت به چاپ برسانید، وگرنه هر چه دیدید از چشم خودتان دیدید:

متن کامل لایحه حمایت از شلوارها را در بی بی گل، طنز نوشته های رویا صدر بخوانید و اگر نظری هم دارید مستقیماً به بخش نظرخواهی سایت ایشان بفرستید

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 0:35  توسط چشمان زنان  | 

"زندانی تهران" و برخورد راست روانه/ آذر درخشان

 

ترور شخصیت محقق و پژوهشگر انقلابی شهرزاد مجاب را متوقف کنید! 

 

کتاب "زندانی تهران" نوشته مارینا نمت  و فعالیت محدودش در پروژه شهرزاد مجاب موجب شده است که برخی با ایجاد فضای ناسالم و هیاهو مانع برخورد قاطع و آگاهانه به این کتاب شوند.  از اینرو ضروری دیدم چند نکته را خطاب به همه نیروهای مترقی و آزادیخواه بنویسم باشد تا نه فقط هشیاری خود را در مبازه ای قاطع علیه مرتجعین جمهوری اسلامی و دولتهای امپریالیستی و نقشه هایشان بالا بریم، بلکه جایی برای ابراز وجود کسانی که می خواهند با گل آلود کردن آب به اهداف حقیر و تنگ نظرانه خود دست یابند، باقی نگذاریم. امیدوارم این چند نکته کمکی باشد به ایجاد فضایی سالم و صادقانه تا بتوان  ادعاهای دروغین  این کتاب را بررسی کرده و نیات و اهداف شوم رسانه های غربی در حمایت از این کتاب را افشا کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 12:27  توسط چشمان زنان  | 

ما در کجای تاریخ ایستاده ایم؟/ شیما کلباسی



اخیرا در پی چاپ کتاب "زندانی تهران" مطالب زیادی در باره نویسنده زن این کتاب، مارینا نعمت، نوشته شده است. متاسفانه بیشتر این مطالب توسط افرادی است که خود کتاب را نخوانده اند. این افراد نه نقد و بررسی که نامه های اعتراض آمیز نوشته اند! متاسفانه در این مطالب بیشتر از آنکه به جنایات رژیم پرداخته شود به نعمت و انگیزه های وی در نوشتن کتابش و درستی یا نادرستی حرف ها و ادعاهایش پرداخته شده  و این از دید من معلول زیستن و شکل گرفتن در همان نظام  استبدادی است که کتاب نعمت قصد افشایش را دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 21:56  توسط چشمان زنان  | 

طرز تخم مرغ پوست کندن

بلدی تخم مرغ آب پز کنی؟ بلدی تخم مرغ پوست بکنی؟ این آقا را نگاه کن! ببین چقدر قشنگ تخم مرغ آب پز را پوست می کند! ببین چقدر ساده است! پس اول از تخم مرغ آب پز کردن و پوست کندن تخم مرغ شروع کن! باور کن بقیه هم به همین سادگی است! آفرین پسر خوبم!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 12:9  توسط چشمان زنان  | 

نظرگاه سودابه اردوان در مورد نویسندگی توابان و کتاب مارینا

سودابه اردواننقاش ایرانی ساکن سوئد،  سودابه اردوان در مورد کتاب مارینا و اصولاً نویسندگی توابان در سالهای اخیر تحلیل جالبی دارد. سودابه اردوان در کتاب یادنگاره های زندان خاطرات و نقاشی ها و عکس های خود را از آن دوران به زبان فارسی و سوئدی منتشر کرده است و کتاب سودابه در نوع خود اثری منحصر به فرد است چرا که همراه با نقل خاطرات، سودابه تصاویری را که در آن دوران کشیده است و همچنین مجسمه هایی که در دوران پس از آزادی با یادآوری روزها و شبهای زندان ساخته است به گونه ای چندصدایی تلاش کرده است تا بخشی از این فاجعه را به شکل های مختلف ثبت کند. سودابه با ذهن هنرمند خود،  از شاهدان زنده کشتار زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت است.

سودابه اردوان سالهایی از زندگیش را در زندان گذرانیده است و در آنها سالها مارینا را دیده است و در مقاله "باز هم خیانتی دیگر" به صراحت نظرگاه خود را در مورد مارینا نعمت و کتابش زندانی تهران بیان کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 12:42  توسط چشمان زنان  | 

فکر کن! فکر کن! بیدار شو زن!/ لیلا پایور

    بگو نه

پارسال هشتم مارس این آهنگ به عنوان سرود هشت مارس بخشی از اصلاح طلبان از سوی دختران روسری سفید یا دختران فائزه رفسنجانی پخش شد و ده ها سایت و رادیو آن را پخش کردند و هنوز هم پخش می کنند. سایت های فمینیستی خارج از کشور هم این آهنگ را مانند مانیفستٍ حزب بر طاق سایت چسباندند. ملودی آن بسیار ساده است و ترجیع بندش هم "نه!" گفتن است، "نه!" گفتنی که نه منطقی است و نه خواهان خواسته های دقیق و خاصی! ولی مفهومش چیست؟ این شعار فمینیستی گروه  دختران اصلاح طلب را که آرم بسیاری از سایتها شده است و ممکن است تبدیل به سرود ملی زنان شود را با هم مرور می کنیم.

به دستی که شلاق مرگه
دست چگونه می تواند شلاق مرگ باشد؟ - مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
به چشمی که فصل تگرگه
چشم چگونه می تواند فصل تگرگ باشد؟ - مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
به پرونده زرد پاییز که برگه که برگه همه اش برگ برگه
پرونده ی پاییز چگونه می تواند زرد باشد؟ همه اش برگ باشد؟ برگ باشد؟ - در یک صورت : و آنهم اینکه قافیه تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
به اعدام بارون بگو نه
بارون چگونه می تواند اعدام بشود؟" - فقط در یک صورت: مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
به تقدیر گریون بگو نه
تقدیر چگونه می تواند گریون باشد؟ - فقط در همان صورت: مگر این که قافیه خیلی تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
به این سال و ماه شکسته به این سقف ویرون بگو نه!
سال و ماه چگونه می تواند شکسته باشد؟ - مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
چگونه می شود به سال و ماه شکسته نه! گفت؟ - مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
چگونه می شود به سقف ویرون نه! گفت؟ مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
به رسمی که سرزندگی نیست
رسم چگونه می تواند سر زنده هم باشد؟مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای جفنگ باشد!
به فصلی که بارندگی نیست
فصل چگونه می تواند بدون بارندگی باشد؟ مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای گفتن جفنگ باشد!
به تاریخ تلخی که توش زندگی نیست
تاریخ تلخی چگونه توش زندگی نیست؟ مگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای گفتن جفنگ باشد!
تاریخ با همه ی تلخایش مگر زندگی نیست؟ - نه! اینش مهم نیست! چون وقتی قافیه تنگ باشد! جای گفتن جفنگ باشد!
نه بگو نه بگو نه
نه بگو نه بگو نه
تو بگو نه! و کارت نباشد حتا اگر اینکه قافیه تنگ باشد! و جای گفتن جفنگ باشد!
تو بگو نه! زیرا قافیه تنگ می باشد اما! و جای گفتن جفنگ باشد!
نه بگو نه بگو نه
نه بگو نه بگو نه
این نوع نع گفتن از روی بی فکری و با بی اعتنایی به معنای کلمات و معنا زدایی از کلمات و ایجاد توهم کردن در خواننده است که ما انگار داریم حرفهای مهمی می زنیم ولی در واقع هیچی نمی گوییم . حالا باز هم
نه بگو نه بگو نه
نه بگو نه بگو نه
فقط حواست باشد به چی می گی نه و چرا می گی نه! راستش حوصله ادامه دادن به بحث جفنگیات در این شعر را ندارم. البته می دانیم که یک سرود برای بیداری و حامل شعارها و خواسته های هر گروهی است. این را هم اضافه می کنم که امسال پس از خواندن "ای زنان وقت انقلاب است" با صدای خواننده مبارز گیسو شاکری برای زنان کارزار، از آن طرف  ناگهان دختران فائزه در زندان هم به آهنگسازی و ترانه سازی روی آورده اند و شعری به نام "همبستگی" خوانده اند که خدا روز بد نبیند. ولی ائتلافیون همان شعر و اجرای فجیعش را به طاق سایت خود خواهند زد و شاهکار محسوب  خواهند کرد. اصلاً در جایی خواندم که خانمی این سرود را بالاتر و بهتر از آهنگ ویلیامز دانسته بود. راستش بازار جفنگ گویی بسیار پر رونق است و کسی نیست از این دخترها بپرسد منظورتان از همبستگی چیست؟ رهبر بزرگ هم امسال را سال "وحدت کلمه" اعلام کرده پس منظورتان اینست که بقیه بیایند و زیر چادر شما و رهبری بسرند وگرنه شما که جز خودتان کسی را نمی بینید و با تمام عالم سر جنگ دارید. و از ابتدای دستگیری تان هم رفقای بیرون فقط اسم شما را می دادند و از درج خبر در مورد فمینیستهای لائیک تا جایی که توانستند کوتاهی کردند؟ شما و همبستگی؟ آخر دروغ تا کی؟
با احترام/ لیلا پایور/ ۵ فروردین ۱۳۸۶
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 12:11  توسط چشمان زنان  |