عزیز جان در آستانه بهار و عید طبیعت، نگاه غیرضروری ات به تاریخ چندهمسری آقایان و بازنویسی ات از مطالب دیگران مرا به فکر انداخت. راستی نوشتن تاریخی برای نشان دادن قدمت چندهمسری آقایان چه هنری است؟ اصلاً چه بحثی را می خواهی سر بگیری؟ و آیا این نوع نوشته ها را می شود مبارزه هم محسوب کرد؟ و یا بشتر ریختن آبی به آسیاب دشمن است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 10:14  توسط چشمان زنان
|
سرم را برده ام زیر پتو، خستگی هست ولی خواب نمی آید چون روحم احساس آسودگی نمی کند. همهمه ی روز و پایان بیمارگونه اش روی قلبم سنگینی می کند. بی اختیار از صبح تا شبم را مرور می کنم و تفاوت ها را می بینم و می سنجم. می خواهم بخوابم پس می شمرم:
یک شاخه گل سرخ!
دو شاخه گل سرخ!
سه شاخه گل سرخ!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 12:14  توسط چشمان زنان
|