دوستانم؛ نگوييد که چرا زنان ايران در زير سلطه ی چنين حکومتی حق طلبی می کنند؛ باور کنيد که اکثر زنانی که من می شناسم به خوبی می دانند که نه از مجلس اسلامی می شود چيزی خواست که رنگ برابری و تغيير داشته باشد و نه از حکومت آن. آنها، در کنار طرح خواست هاشان از حاکميت، خود را به آب و آتش می زنند تا چيزی را در ذهن جامعه ای تغيير دهند که روحشان را می پوساند. زنان آگاه و هوشيار ايران می سوزند، شکنجه می شوند، زندان می روند، تحقير می شوند تا ديگران به هوشياری و آگاهی برسند ـ حداقل تا آن حد به آگاهی برسند که در فردايي که خواهی نخواهی می آيد دخترهاشان به حرمسرا نروند و پسرهاشان حرمسرادار نشوند. می سوزند تا انسان فردا انسانی زندگی کند. نگوييد نمی شود. فکر کنيد که اين هم «رويا» يي است که همچون رويای لوترکينگ ها عملی خواهد شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 18:27  توسط چشمان زنان
|
من درونی من
نه نام دارد، نه جنسيت
نه سن و سالی مشخص، نه مليت
و نه حتی ميداند
از کدام شهر آمده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 20:9  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 20:8  توسط چشمان زنان
|

فیلمی در دو قسمت درباره رزا منتظمی ساخته محبوبه شادزی
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 20:7  توسط چشمان زنان
|
«لالايی» ها در حقيقت ادبيات شفاهی هر سرزمينی هستند، چرا که هيچ مادری آنها را از روی نوشته نمی خواند و همه ی مادران بی آنکه بدانند از کجا و چگونه، آنها را می دانند. انگار دانستن لالايی و لحن ويژه ی آن – از روز نخست - برای روان زن تدارک ديده شده.
زن اگر مادر باشد يا نباشد، لالايی و لحن زمزمه ی آن را بلد است و اگر زنی که مادر نيست در خواندن آنها درنگ می کند، برای اين است که بهانه ی اصلی خواندن را فراهم نمی بيند، اما بی گمان اگر همان زن بر گاهواره ی کودکی بنشيند، بی داشتن تجربه ی قبلی، بدون اينکه از زمينه ی شعر و آهنگ خارج شود، آنها را به کمال زمزمه می کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 20:5  توسط چشمان زنان
|
دربارهی ملکهی سبا، مشهور به بلقیس، منظومهی عاشقانهای در دست نیست. تنها در کتابهای مذهبی و تاریخی به حکایاتی دربارهی ملکهی سبا برمیخوریم و نیز مینیاتورهایی که عشق ملکهی سبا و سلیمان را بازتاب میدهند. سلیمان به عنوان پادشاه هفت کشور و بلقیس ملکهی شش کشور در این مییناتورها بازتاب مییابند. تخت بلقیس از تخت سلیمان کمی پایینتر تصویر شده است.
در تورات آمده است که سلیمان ثروتمندترین و دانشمندترین شاهان سراسر جهان بود. ملکهی سبا شهرت وی را شنید و به سرزمین سلیمان سفر کرد تا دانش و کُنش او را ببیند و برای پرسشهایش پاسخی بیابد. سپس شگفتزده از گسترهی دانش و کُنش سلیمان به سرزمینش بازگشت.*** در تورات چندان اطلاعی دربارهی ملکهی سبا نمییابیم و نیز از عشق سلیمان به وی نیز سخنی نمیرود، اما از ازدواج سلیمان با دختر فرعون و نیز هفتصد زن آزاد و سیصد کنیز وی حکایت شده است. همچنین از گرایش بتپرستانهی سلیمان به خاطر داشتن زنان زیاد نیز یاد میگردد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 20:4  توسط چشمان زنان
|
در بخش نخست به ریشه واژه فمینیسم، ایده رهایی زنان پیش از فمینیسم، 8 مارس، لیبرال فمینیسم و ارائه چهارچوبی کلی از دیدگاه های بنیانگزاران سوسیالیسم علمی و مارکسیست های انقلابی پیرامون مساله زن پرداختیم. در این بخش به معرفی و بررسی مارکسیسم فمینیسم، سوسیال فمینیسم و آنارکوفمینیسم خواهیم پرداخت. اما پیش از آن شرحی از تجدید نظرطلبی در بینش انقلابی مارکسیسم در مساله زن ارائه می شود تا چگونگی زایش انحرافات نظری در نگرش چپ به مساله زنان روشن گردد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 20:3  توسط چشمان زنان
|
تاریخ مبارزه و نظریه ی رهایی زنان سابقه ای طولانی مدت دارد و بین تاریخ فمینیسم و تاریخ مبارزه و رهایی زنان باید تمایز قائل شد. واژه ”فمینیست“ را شارل فوریه سوسیالیست فرانسوی، در اوایل سده ی نوزدهم ابداع کرد. او در ذهن خود ”زن جدید“ را تصور می کرد که هم جامعه را دگرگون سازد و هم خود به دست جامعه ای استوار بر همکاری و همیاری، به جای هم چشمی و سودجویی دگرگون گردد. اما برای ایده ی رهایی زنان نمی توان تاریخ دقیقی مشخص کرد. برای مثال از جمله اولین نمونه های تلاش برای بیان ایده ی آزادی زن را می توان در کلام تریو تای ترین(زن دهقان جوان ویتنامی) در سال 248 دید:
«آرزویم این است که بر بال توفان سوار شوم، امواج را رام کنم و کوسه ها را بکشم. می خواهم دشمن را عقب برانم تا مردم نجات یابند. من به زندگی انبوه زنان معمولی که تن به خفت و خواری می دهند رضایت نخواهم داد»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 20:2  توسط چشمان زنان
|
پاسخی به مقاله حكومت چند مركزی/كمپین تك مركزی؛ نوشته نوشین احمدی خراسانی
مقاله "حکومت چند مرکزی..." با همه طول و تفصیلش توضیح نمی دهد که منظور از رابطه ساختار و دمکراسی چیست و بالاخره بحث دمکراتیک کردن در میان است یا ترویج دمکراسی؟ یا چه نوع تکثر گرایی ای مورد بحث است؟ نمی توانم بگویم که چه خوب بود اگر نویسنده مقاله به این چیزها پاسخ می داد، چون نه علاقه ای به این شیوه بحث دارم و نه مخاطب مقاله او بوده ام. اما می توانم بگویم، چه خوب بود اگر قبل از نوشتن این مقاله بیشتر تامل می کرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 20:1  توسط چشمان زنان
|
|

جناب شاهرودی به چشم های دختر یعقوب مهرنهاد روزنامهنگار و براندازی که در آستانه روز خبرنگار اعدام شده است، نگاه کن و بعد شب آرام به خانه برگرد و مراقب باش یک تار مو از سر نوه و نتیجه و نبیره تان کم نشود که اگر چنین شد ما فردا در روزنامههامان یک پیام تسلیت دراز با کلی نام و نشان برای تسلای خاطرتان چاپ میکنیم .
کل مطلب را در مسیح علی نژاد دات کام بخوانید |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:8  توسط چشمان زنان
|
در اين دوره ی بلند از مبارزه، باورمندان به برابری بارها تحت شرايط سختی بوده اند، اما هرگز نمی توانسته اند فکر کنند که: «همين است که هست!» و، پس، تغيير ممکن نمی شود. اساساً در مبارزات مدنی چيزی با عنوان «همين است که هست» معنا ندارد، که اگر داشت ما بايد همچنان در دوران برده داری مانده باشيم. باور به تغيير در هر شرايطی راهگشای نهایی بشر بوده است.
به هر حال، ساختن هر کدام از اين گروه ها و سازمان ها و کمپين ها و کميته های مدنی در سرزمينی مثل سرزمين ما نه تنها کار آسانی نيست بلکه بابتش به شدت هزينه پرداخت می شود. پس حيف است که به خاطر سليقه و عقيده ای، و يا ياس و نوميدی، کل کار منحل شود يا تغيير هويت پيدا کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 16:22  توسط چشمان زنان
|
اما گلدمن:"من آزادی میخواهم، آزادی بیان، حق بهره وری از چیزهای زیبا و شادی بخش برای همه!"
"اما" سخنور و نویسنده ای با استعداد بود از آزادی بیان، آزادی رابطه جنسی و کنترل جمعیت، برابری و استقلال زنان، آموزش رادیکال، حق تشکیل اتحادیه و حقوق کارگران پرشورانه دفاع میکرد. و از همین رو، دشمنی قدرتمداران را برمیانگیخت. او، معروف به "فوق العاده خطرناک" و یکی از دو آنارشیست خطرناک آمریکا، بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفت و دستگیر شد.
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:23  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:22  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:21  توسط چشمان زنان
|
اروتیسم در ادبیات زنان مهاجر ایرانی
عزت گوشه گیر: عکس العمل مردم در دوره های مختلف نویسندگی ام متفاوت بوده است. من همیشه در نوشته هایم به عشق، اروتیسم و رفتارها و تمناهای جنسی، یعنی آن بخش پنهان، اسرارآمیز اما اصولی زندگی بشر توجه ویژه ای داشته ام. بخشی که همیشه در طول تاریخ با لذت، درد، مرگ، شکنجه و قدرت طلبی همراه بوده است. اولین قصه ام به نام "بلوغ" در سن 16 سالگی ام در مجله فردوسی به چاپ رسید. این قصه درباره شکفتگی و راز و رمزهای بلوغ بود. درباره تغییرات جسمانی و روانی دختر و پسری که در همسایگی یکدیگر زندگی می کردند. درباره جوانه زدن پستانها و رشد موی زیر بغل . . . و اولین تمناهای جسمانی و عاشقانه . . . و حس ترس و گمگشتگی و احساس گناه . . .
دو سال بعد از انقلاب و سپس جنگ، نوشته هایم همه زیرزمینی شدند. آمریکا برای من مکانی شد که آنچه را که در دل داشتم، بدون خودسانسوری به روی کاغذ بیاورم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 17:7  توسط چشمان زنان
|

در تاریخ خوانندگی ایران فقط دو خواننده ی صاحب سبک هستند که این هر دو از کسانی بودند که در زمان خود موسیقی ایران را از کسالت و یکنواختی نجات دادند ؛ یکی قمر الملوک وزیری و دیگری ویگن .
یاد هر دو جاودانه باد !
« هجده ماهه بودم که مادرم چشم از جهان فرو بست. آغوش و لبخند مادر را هرگز ندیدم. از آن پس به دامان مادربزرگم ملا خیرالنسا افتخارالذاکرین که روضه خوان زنانه ی حرم ناصرالدین شاه بود، پناه بردم. مادربزرگم روضه خوان بود. من بیشتر وقت ها با او به مسجد می رفتم و به صدایش گوش می کردم. با صدای او بزرگ شدم این صداها رفته رفته در گلوی من منعکس می شد و بعضی از روزها که تنها و بی آشنا در خانه می ماندم، همین صداها را پیش خود زمزمه می کردم.»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 17:6  توسط چشمان زنان
|

عزیزه شاهمرادی در این گفتگو نکتهای گرهی را یادآوری میکند مبنی بر اینکه بحث "تعدیل ادیان مردسالار" که در غرب مطرح بوده و هست، و یا آنچه که دستاورد برخی فمینیستهای خداباور (زیر سلطۀ مذاهب) بشمار میرود، در ایران کاملاً از مفهوم تهی و به کژراهه کشانده شده است. او اظهار میدارد که "فمینیسم الهی" در غرب نقد خود را از رأس سلسله مراتب دینی آغاز میکند و در برابر "خدا- مرد"، "خدا- زن" را مینشاند. این نوع گرایش در فمینیسم، جوهرۀ مردسالاری را نقد میکند و انگارۀ مطلق بودن قدرت مردانه را در اذهان تودۀ زنان مذهبی فرو میشکند. در حالیکه در ایران مطلقاً چنین حرکتی وجود ندارد. به باور او زنان کوشندۀ مذهبی در ایران میخواهند به ساختار مردانۀ دین اسلام پوششی "فمینیستی" بدهند.
در نگاه عزیزه شاهمرادی، فمینیسم، جنبشی جهانی و فراملی است که سامانههای ساختگی و کاذب چون "نژاد"، "جنسیت"، "خودی" و "بیگانه" را به چالش میگیرد و علیه ناسیونالیسم مبارزه میکند. از این چشم انداز او مسائل زنان در سراسر سیّاره زمین را مسئلۀ زن ایرانی نیز میداند و بر این نکته پای میفشارد که "مکان جغرافیایی رنگ و شکل ویژهای به خواستههای زنان می دهد، اما این نباید به معنای نفی نقد و دخالتگری در مبارزات زنان دیگر مناطق، و بویژه ایران باشد."
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 17:5  توسط چشمان زنان
|
هدف از ثبت روایت های کنشگران این حرکت طرح کیفیت اختلافات بین گروهی نیست. مغایر با تلاش برای همبستگی بین کنشگران جنبش زنان نیست که راهی برای رسیدن به آن است. روند فعالیت این گروه تجربه ای است که در حوزه ی فعالیت های اجتماعی زنان ایران باقی خواهد ماند و بهتر آن که روایت های صادقانه و منصفانه از این داستان به ثبت واقعیت های آن کمک کند.
این بریده نوشته ها آینه شکسته ایست که امروز از ورای تکه های آن و انعکاس های متفاوتش می توانیم به تصاویری که از خود آفریده ایم نگاهی دوباره بیندازیم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 17:4  توسط چشمان زنان
|
شهلا جان هی ننویس پاشو بیا! پاشو بریم! دیگر وقت ندارم، توی تابستان بیشتر سفرهایم کاری است، ماه ژوییه می روم به آوینیون برای فستیوال تئاتر، البته آوینیون هم فال است و هم تماشا و هم نمایش. مثل سفرم به بروکسل نیست که اولاً سرکار بنده را قال گذاشتید و نیامدید و از طرف دیگر آنها از هر چیزی ادایش را در می آوردند و برای ما تئاتری ها بازسازی صحنه ای اش را انجام می دادند! فکرش را بکن کارشناس تئاتر و امور هنری باشی و بروی به بروکسل تا به خاطر اعتراض به ستمی که بر زنان ایران می رود و در شرایطی که حتی حکمهای سنگسار و تازیانه را مثل آب خوردن در مورد زنان پیاده می کنند، در همبستگی با زنان ستمدیده راه پیمایی کنی و بعد گیر قومی بیفتی که از هر چیزی قلابی ترین و بنجل ترین شکل اش را به جای جنس فرد اعلا به خوردت بدهد. همنوایی این میزانسن از پیش برنامه ریزی شده، واقعاً سرخورده ام کرد. سفرم دو روزه بود ولی هنوز چهار ماه است که گذشته و گیجم و حال تهوع دارم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 18:29  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 17:2  توسط چشمان زنان
|
مدتي است “ايران موزيك” از شبكه هاي ماهواره اي كه در "ايران سرزمين من" و "زنان عاشق"، نيز نمايندگي دارد موزيك ويدئویي پخش مي كند با عنوان « پرونده». اين موزيك ويدئو ماجراي مرد جواني است كه به همسرش شك كرده و مرگ را حق او مي داند و زن جوان را كه ملتمسانه از او مي خواهد اين كار را نكند با روسري و در آب خفه مي كند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 17:44  توسط چشمان زنان
|

واقعیتی که خانم شیرین عبادی بر مبنای باور اصلاح طلبانه خود می کوشد بر آن پرده بکشد، این است که نظام ولایت مطلقه فقیه ـ که قوه قضائیه اش نقش بخشی از بازوی سرکوب آن را به عهده دارد ـ در کلیت و تمامیت خود نظامی فاسد و پوسیده و به حکم جبر تاریخ محکوم به از بین رفتن است و تا زمانی که این نظام ذاتا بیدادگر هنوز بر سریر قدرت است، جلوه های بیدادگری آن محدود به سرنوشت تلخ و غم انگیز دو زهراها و زهر بیدادی که چشیدند نخواهد بود!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:38  توسط چشمان زنان
|
می دانم محمد جان، حتی اگر قاتلان زهرا در یک دادگاه عادلانه محاکمه و مجازات شوند، وجود نازنین زهرا هرگز برای پدر و مادر و برادرش بازنمی گردد، اما پدر زهرا همان روز که به دیدنش در خانه محقرشان در انتهای یکی از محله های جنوب شهر تهران رفته بودم گفت : "من پرونده را تا پای جان پیگیری می کنم تا حالا که زهرای من رفته، نتوانند این بلا را برسر زهراهای دیگر بیاورند. حالا که فرزند من را کشتند، نتوانند فرزندان دیگر این سرزمین را بکشند؟
آیا پدر زهرا در مبارزه اش موفق خواهد شد؟ نمی دانم .من فقط می دانم همه دختران سرزمینم می توانستند و می توانند جای زهرا باشند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:36  توسط چشمان زنان
|
|
|
 |
من در کشوری متولد شدم که در آنجا اجازه خواندن و اجرا ندارم.
من در کشوری متولد شدم که در آنجا اجازه ندارم آنچه را که دوست دارم بپوشم.
من در کشوری متولد شدم که در آنجا به خاطر باورهای دین ام ممکن بود جانم را از دست بدهم.
من در کشوری متولد شدم که در آنجا به خاطر دفاع از آزادی شکنجه می شدم.
من در کشوری متولد شدم که در آنجا ارزش من به عنوان یک زن نصف ارزش مرد است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:38  توسط چشمان زنان
|

از فعالان حقوق بشر و فعالان امور زنان و متخصصان ادبیات و ادیان و سنگسار و فمینیسم و فمینیسم شرقی و فمینیسم اسلامی و فمینیسم مصری خانوم مونا درازه می باشد. مونا درازه نیز چون ملی جوک قاشق همه ی گروه های داخل حکومتی به دهانش رفته و مدام از طریق عنترنت در حال مبادله اطلاعات و چت و مبارزه برای جنبش زنای داخل حکومت می باشد و از این جهت تلاشهایش شایسته قدردانی و تمجید است، از حالا گفته باشم که نگین چرا قبلن نگفتی؟
پس چرا در مورد تصویب قانون چند همسری برای آقایون همه تون خفه مرگ گرفتین؟
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:37  توسط چشمان زنان
|
ایزادورادانکن ٬ شاید برزگترین زن رقاصه امریکائی بود که زندگیش از هر قصه ساختگی عجیب تر و تراژیک تر بوده .
برایتان شمه ای میگویم :
او در سال ۱۸۷۷ در سانفرانسیسکو به دنیا آمد و از همان کودکی به کودکان دیگر حرکت های موزون بدن را به شکل رقص می آموخت
او در نو جوانی با خانواده اش از امریکا با کشتی به اروپا رفت و در میهمانی ها و گاردن پارتی ها برای مردم میرقصید و کم کم معروف شد و تورهای رقصی هم به امریکا گذارد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:36  توسط چشمان زنان
|

- ببنیم منظور از "
جنبش زنان" چیه؟ منظور "کمپین یک ملیون کاسه آشه" یا کمپین "ننه جون های صلح"؟
- اونا که هر دو شون یکی اند!
- پس فرق شون چیه؟
- فرقشون توی اسم شونه.
- اونوخ "جنبش زنان" کدومه؟
- پرسیدن نداره. همه ی تصمیم ها از پیش گرفته شده و به بنیاد ابلاغ شده. الان دارن امضا جمع می کنن.
- من که بالاخره نفهمیدم منظور از "جنبش زنان" کدومه.
- تو هیچ وقت نمی فهمی. منظور از "جنبش زنان" اینه که هر چی آقامون بگه همونه. حالا فهمیدی؟
- آهان! حالا این شد یه چیزی! دارم می فهمم.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:35  توسط چشمان زنان
|
در کمپين يک ميليون امضاء که با جديت و کوششی قابل احترام به آگاه کردن و در عين حال جمع آوری امضاء برای رفع قوانين ضد زن همت میکند، چگونه میتواند زنان را برای برآوردن خواستههايشان بسيج کند اما همزمان به خرافات توسل به نيروی برتر دامن بزند. اگر قرار است که زنان در آجيل مشکل گشا به خواستههايشان برسند ديگر چه نيازی به امضاء کردن زير منشوری را دارند که در آن مطالباتشان ثبت شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:34  توسط چشمان زنان
|
گاه که ای ميلی برات ميرسد که در آن نوشته اند: تيکه ای و خوشگلی و دل خيليها برات کباب است و فلان کسک که لابد پس از صد بار ترميم «باکرگی» اش دلش غنج ميزند اين بار تو ازاله ی بکارتش کنی، خنده ات ميگيرد. مگر تو اينجا دستگاه «مرد» سازی داری که اين جماعت «روش ان فکری» مخصوصا از نوع واپس زده اش بهت بند ميکند و ميخواهد در دستگاه قناس شناسی ات کارنامه برای خودش دست و پا کند؟ بدبختی اين عکس ورپريده ی هزارسال پيش توست که خيليها را حالی به حالی کرده و همچنان ميکند؛ با آن خنده ی يخ و بيمزه... که اگر اين جماعت کمی ظرافت داشت، ميفهميد که تمام آن خنده ای که پهن شده است تو صورتت، به ريش همين جماعت از خود راضی و قناس است. طفلکها اصلا کاری ندارند که تو هم آدمی و تو هم ميتوانی بخواهی و ميتوانی بله يا نه بگويی. عدل ميآيند توی شکمت و...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 16:10  توسط چشمان زنان
|