اولین جایزه سیمون دوبوار به نام ” برای رهایی زنان“ به مبارزان علیه بنیادگرایی اسلامی، به تسلیمه نسرین و ایان هریس علی اعطا شد.
به مناسبت صدمین سال تولد سیمون دو بوار روز ۹ ژانویه ۲۰۰۸ در دانشگاه سوربن پاریس اولین جایزه سیمون دو بوار از سوی یک ژوری بین المللی به مبارزین علیه بنیادگرایی اسلامی اعطا شد. این جایزه را تسلیمه نسرین و ایان هیریس علی به خود اختصاص دادند.
تسلیمه نسرین نویسنده متولد بنگلادش که زندگی او از جانب بنیادگرایان تهدید میشود در خانه خود در هند تحت ”حفاظت“ پلیس به سر میبرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 17:13  توسط چشمان زنان
|
|
|
|
شهپر خواننده قدیمی و مردمی رادیو و بازیگر پرطرفدار تئاترهای لاله زار و سینمای ایران در دهه چهل خورشیدی، چهارشنبه دوم ژانویه (دوازدهم دی) در هفتادسالگی در شهر مالموی سوئد درگذشت.
او که نزدیک به دو دهه بود که در خارج از ایران می زیست، همراه با مهوش (هنرمند بروجردی) و آفت، در سالهای دهه چهل خورشیدی یکی از سه خواننده عامه پسند پرطرفدار ایران به شمار می آمد.
از این هنرمند حدود سیصد ترانه به یادگار مانده که از جمله معروفترینشان که حتی پس از گذشت بیش از چهل سال، هنوز بین مردم زمزمه میشود و برخی از آنها وامدار ترانه های فولکلور ایرانند، می توان به ترانه های من شهپرم،دروازه بان بیعرضه،عمو سبزی فروش و لج کردی لج اشاره کرد. |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 17:12  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 1:40  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 17:13  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 20:25  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:29  توسط چشمان زنان
|
او تا زمانی که به یک "کک" تبدیل نشده بود، زیبایی جسمانی همسرش را این گونه تیز و هشیارانه درنیافته بود. این دریافت فقط محدود به درک زیبایی تن یک زن نمی شود. یک مرد با تمایل و تواضع هنرمندانه اش باید با شگفتی به هر چیزی خیره نگاه کند، آن گونه که "کک" نگاه کرده بود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 22:26  توسط چشمان زنان
|
+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 22:21  توسط چشمان زنان
|
دوست عزیز،
«زندگی حس غریبی است كه یك مرغ مهاجر دارد»
نمیدانم این شعر سهراب سپهری را به خاطر داری یا نه؟ این شعر را من، با ترجمهای كه از آن دارم، وصف حال خودم میدانم. مثلا اگر بتوان واژهی مرغ را ـ نه پرنده ـ كه همان مرغ مونث، در برابر خروس مذكر ترجمه كرد، و مهاجرت را احساس تنهایی، در هر جایی كه این حس را به انسان میدهد؛ آن وقت این شعر تعریفی از من است كه در همهجا غریبه بودهام، حتا در خانهی پدر. حتا با همسر. و شاید باور نكنی كه من، خودم را اینجا و در این شانزده/هفده سال، كمتر غریبه یافتهام. و باز هم شاید برایت عجیب باشد وقتی بشنوی كه اگر من سی/چهل درصد برای نجات جانم از ایران گریختهام، دو چندش را برای نجات از آن سنت و فرهنگ و عرف و مذهب گریختهام و این اولین باری است كه آن را مینویسم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 13:45  توسط چشمان زنان
|
این متن بر پایه سخنرانی و بحث های جلسه پالتاکی 12 نوامبر 2007 تحت عنوان «مرگ زهرا و تجاوز دسته جمعی به یک زن در ايران» تهیه و تنظیم شده است. برای شنیدن مجموعه بحثها در این اتاق می توان به سایت زیر مراجعه کرد. www.8mars.com
زهرا بنی یعقوب خودکشی شد!
دست بدست شدن فیلم تجاوز به زنی نگونبخت!
آذر درخشان
Azar_darakhshan@yahoo.com
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 23:51  توسط چشمان زنان
|
"جمهوری فریاد"
یادداشتی بر مجموعه شعر "جمهوری سکوت" اثر مهستی شاهرخی
عزت گوشه گیر
مهستی شاهرخی می داند در کجا ایستاده است. می داند زمان تنگ است و رویدادها هولناک و حرف بسیار... پس عکاسٍ لحظه ها می شود با واژه... شاعرٍ آن لحظه ها می شود و می داند که اگر هم جوهر آن لحظه ها را همچون نوزادی بدنیا نیاورد، مرگ، نوزاد را به آسانی با خود می برد و مثل خاطره ای مبهم در ته و توی جایی در تاریخ گم می کند. شاعر نمی خواهد آن لحظه ها گم بشوند، پس ثبت شان می کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 18:53  توسط چشمان زنان
|