در اين مقاله چگونگی ی نقش زنان در فيلمهای مسعود کيميايی مورد بررسی قرار گرفته است. انتخابِ فيلمهای کيميايی بهدو دليل است:
اول اينکه اکثر آنها از موقعيت تجاری ی خوبی برخوردار بوده و نمايش وسيع در جامعه داشتهاند و ديگر اينکه با وجود عناصر و کنايات روشنفکرانه و اجتماعیِ مد روز درآنها، از فيلمهای معمول فارسی، فاصله گرفتهاند. اما چنانکه خواهيم ديد، نقش زن بهخلاف تمام عناصر روشنفکری در فيلمهای کيميايی، دنباله همان نقش زن در اکثر فيلمهای مبتدی فارسی است. زنانی بدون کنش و بدون هويت. موجوداتی تهی از خصوصيات انسانی و در خدمت نيازهای مردان.
متن کامل مقاله نقش زن در فیلمهای مسعود کیمیایی/ از پرتو نوری علاء
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:28  توسط چشمان زنان
|
«کبرا» نام خواهر مردهام بود که شناسنامهاش را باطل نکرده بودند و شناسنامه را براي من گذاشتند. مادرم «مريم» صدايم ميکرد. پدرم «زهرا» ميخواندم. زمان رقصندگي «شهلا» ميگفتندم. در سينما «شهرزاد» شدم، و حالا زير شعرهايم مينويسند: ـ شهرزاد. . .
شما که مرا ياري داديد تا بدانم کيستم و مرا به ايل خود راهم داديد، به هر نامي که ميخواهيد صدايم کنيد دستتان را ميبوسم. . .
متن کامل مقاله یادی از شهرزاد شاعر و نویسنده و رقصنده فیلمهای فارسی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 17:56  توسط چشمان زنان
|

مهستی شاهرخی منتقد و داستانسرای ایرانی مقیم پاریس بخش هایی از داستان "ساعت شنی" خود را به زبان فارسی و به شکلی نمایشی خواند که ترجمه آن به زبان انگلیسی توسط جنیفر لانگر اجرا شد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 16:15  توسط چشمان زنان
|
سقط جنين ، حقی كه برايش بايد از جان گذشت
سرگيجه امانم را بريده است . دل آشوبه لحظه اي تنهايم نمي گذارد. در بطنم موجودي به حركت در آمده است كه مرا مي ترساند. ميهمان ناخوانده اي است كه مي كوشد سرنوشتم سياهم را با خود قسمت كند. رهايم نمي كند ، با چنگ و دندان به زندگاني چسبيده است . بگذر از اين زندگي . رهايم كن ، رهايم كن ، رهايم كن...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 22:47  توسط چشمان زنان
|
امسال تمامی سایر نویسندگان برای اولین بار نامزد جایزه بوکر شده بودند. انرایت 45 ساله دومین زن ایرلندی است که موفق شد جایزه بوکر را به دست آورد. آیریس مرداک، رادی دویل و جان بنویل از دیگر ایرلندی هایی بودند که در سال های گذشته برنده جایزه بوکر شده بودند.
داستان رمان "گردهمایی" که ماجرای آن در دو کشور ایرلند و انگلیس می گذرد درباره یک زن 39 ساله است که وقتی برادرش دست به خود کشی می زند تصمیم می گیرد در زمینه شجره نامه خانوادگی خود تحقیق کند.
متن کامل خبر برنده شدن خانم آن آنرایت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 11:18  توسط چشمان زنان
|
آقای وثوقی تو الان پیغمبر همه ی قیصرهایی! بیا و در جهت بهروزی بمان و چیزی بساز! به جای نسل لاتی که از تصویر سینمایی تو تکثیر شد و کشوری هفتاد و چند میلیونی را فتح کرده است، بیا و نسلی از جوانان هشیار و معقول و صلح جو با سینمایی که چاقو و قمه هایش را دور انداخته است تولید کن! سینمایی که در آن دیگر هیچ مردی متجاوز نباشد! سینمایی که در آن زنی (به جرم این که مورد تجاوز قرار گرفته است) توسط برادرانش به قتل نرسد. سینمایی که در آن هیچ زنی سنگسار نشود. سینمایی که در آن هیچ زنی فاحشه نیست. سینمایی زنانش گناهکار نیستند و هیچ مردی آنها را به مشهد و یا قم نمی برد تا بر سرشان آب توبه بریزد و بعد عقدش کند و گوشه ی خانه ی خود بنشاند. سینمایی که زنهایش فقط یک ناموس نیستند بلکه انسان اند و هر یک برای خود هویتی مستقل و شخصیتی دارد. سینمایی که زنهایش فقط رقاصه نیستند تا هی تن خود را بجنبانند و سینمایی که مردانش فقط جاهل نیستند بلکه هشیارند و انسانند و به هیچ دلیلی به هیچکس تجاوز نمی کنند. سینمای که زن را تحقیر نمی کند. سینمایی که لاتها و لمپن ها را تکثیر نمی کند. بهروز جان بیا و نسل جدید و نویی از ایرانیان بساز و آن تصویر قلابی و لات اولیه را محو کن! می دانم که در تو این توان وجود دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 13:54  توسط چشمان زنان
|
به : قاب
و
به "شالی به درازای جاده ی ابریشم"
که مثل زخم ، زیر ِ خون ِ من است .
رُم ، شهر ِ بی گناه !
تو جهانت می شود بزرگ ، آنجولینا نیست ؟
در الجزیره و لبنان می شود بزرگ ، نیست ؟ کودکانت ، نیست ؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 0:48  توسط چشمان زنان
|

خانم دوریس لسینگ نویسنده انگلیسی متولد کرمانشاه است. او روز 22 اکتبر سال 1919 از پدر و مادری انگلیسی در ایران متولد شد. پدرش منشی بانک سلطنتی بود و مادرش پرستار. شش ساله بود که خانواده اش در جستجوی درآمد بیشتر و ثروت به رودزیا (زیمباوه کنونی) کوچ کرد.
دوریس لسینگ که اکنون هشتاد و هشت ساله است زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته و دوران گرایش به
کمونیسم و سپس
فمینیسم را طی کرده و پشت سر گذاشته است. به
روانشناسی و
صوفیگرایی علاقمند بوده است و تولیدات ادبی اش در زمینه ادبیات مدرن است.
دوریس لسینگ کتابهای بسیاری نوشته است که از میان رمانها و کتابهایش می توان از
چمن آواز می خواند و
زیر پوست من و
دفترچه های طلایی را نام برد. او یازدهمین زنی است که موفق به دریافت جایزه ادبی نوبل در جهان شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 23:45  توسط چشمان زنان
|
اصولا در جوامعی که ضابطه وجود ندارد یعنی قانونی از حقوق مردم دفاع نمی کند، این حمایت از طریق نوعی رابطه بده و بستان بین افراد برقرار می گردد. این رابطه از خانواده شروع و به فامیل و قوم و خویش و سپس به همسایه و دوست و آشنا گسترش می یابد. افراد در این هسته های کوچک یا بزرگ صرف نظر از به حق بودن یا نبودن به حمایت از یکدیگر می پردازند. عباراتی چون حق و حرمت فامیل، حق و حرمت دوستی، حق همسایه و حرمت نان و نمک و غیره که بخشی از فرهنگ ما را می سازند هر یک به نوعی اشاره به همین حمایتها و بعبارتی تقدم رابطه بر ضابطه دارد. فرا گیر بودن این پدیده باعث می شود که گرفتن یا دادن هر امتیازی را در خارج از دایره رفاقت ها و خویشی ها و دربیرون این چهارچوب بده و بستان ناممکن بدانیم و بهر نوع آن هر چند منصفانه شک کنیم. متن کامل مقاله
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 22:43  توسط چشمان زنان
|
در مجلهی قطار کپنهاک
زنان نقابپوش هرمزگان را نگاه میکنم:
نقابهایی که به پادریها میمانند؛
و چشمهایی که به روشنی له شده.
*
می خواهی گوَزنی شوی آزاد
یا زنی نقابپوش در هرمزگان؟
*
زنان نقاب پوش هرمزگان/ شعری از رضا فرمند
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 20:3  توسط چشمان زنان
|

محمدجواد لاریجانی بهعنوان دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه روز یکشنبه 8 مهرماه در مورد اجرای حكم سنگسار در ایران گفت: "من باید بگویم که حکم رجم در مسیر سختی قرار میگیرد و به همین خاطر استفاده از آن خیلی محدود شده است منتها تا وقتی در قوانین ما وجود دارد طبیعی است که این قانون باید اجرا شود."
دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در ایران می گوید اجرای سنگسار طبیعی است
نظر شما چیست؟
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 15:4  توسط چشمان زنان
|
مسئولین محترم سایتها و وبلاگها و جراید کثیرالانتشار و قلیل الانتشار مختلف، از آنجا که دیده شده است عده ای ناآگاه بی شعور مغرض، لایحه مترقی "حمایت ازخانواده "را که در دستور کار مجلس محترم قرار گرفته است مورد انتقاد قرار می دهند، خواهشمند است جوابیه زیر را با فونت بزرگ در هزار نوبت به چاپ برسانید، وگرنه هر چه دیدید از چشم خودتان دیدید:
متن کامل لایحه حمایت از شلوارها را در بی بی گل، طنز نوشته های رویا صدر بخوانید و اگر نظری هم دارید مستقیماً به بخش نظرخواهی سایت ایشان بفرستید
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 0:35  توسط چشمان زنان
|
نازنین افشین جم آنقدر زيبا و باهوش و خوب است كه واقعى به نظر نمىرسد. مىگويد به ويژه در آلمان و انگلستان آدمها نمىتوانند باور كنند كه كسى مىتواند هم زيبا و هم فهميده باشد! نازنين افشار جم، دختر شايسته كانادا (۲۰۰۳) خواننده و فعال حقوق بشر براى حقوق زندانيانى كه هنوز به سن قانونى نرسيدهاند مبارزه مىكند. او در گفتگويى با اشپيگل آنلاين (۱۹ سپتامبر) درباره زندگىاش به عنوان يك ستاره هنرى و آرزوهايش در مورد ايران سخن مىگويد.
+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 19:42  توسط چشمان زنان
|

مرجان ساتراپی: من فکر میکنم این فیلم بقیه مردم دنیا را با ایرانی ها آشتی میده. برای اینکه متاسفانه امروز حرفی که هست اینه که ایرانی ها رو همه به صورت تروریست می بینند و این فیلم آشتی میده مردم دنیا رو با ایرانیان. هر کس که این فیلم رو می بینه و از فیلم بیرون میاد میگه آه ما فکر نمیکردیم ایرانیها همچین آدمهایی هستن. این برای من اهمیت داره. خود من آدمی هستم که به دمکراسی ایمان دارم در نتیجه من میتونم بشنوم هر کسی هر چی بگه، بگه.
گفتگوی شهروند با مرجان ساتراپی
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 13:54  توسط چشمان زنان
|